محمد ربيع بن محمد ابراهيم
59
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
گل سرخ رنگ كرده و در چهار ديوار آن شش آينه مانند زرورق چسبانيده و پشت عمارت را به تنگهء قلع « 1 » ساخته روى خشتها را مطلا كرده بودند و تخت شاه بلاتشبيه مانند منبر بىپايهاى بود كه از چوب وصور اهرمن چند ساخته و روى آن به تنگهء طلا گرفته از يمين و يسار جهت آنكه داخل به تخت ايوان شد پايهء عليحده گذاشته و به زربفت فرش و از پشت عمارت نيز دريچه نصب كرده و بر نشيمن تخت دو در طلا گرفته قرار داده بودند و شاه در آن مكان مسند اقامت انداخته نشسته بود و در محاذى تخت بعرض آن عمارت روبروى خود ارمغان را صفبصف چيده بودند و چنانچه عرض شد وزرا و معتبرين در عقب يكديگر صفبصف به حسب رتبه و مرتبه روبرو خوابيده و به جهت اين بندگان سوزنى برابر تخت انداخته بودند چون به نزديك تخت رسيديم گفتند به دستورى كه داريد بسر نموده مراتب سجده و پاىبوس خود به عمل آوريد و احدى از ايشان نهايستاده همه خوابيده بودند ( « 2 » ) اين بندگان ايستاده سرى فرود آورديم دو كس برخاسته طاس را از دست ابراهيم بيك گرفته و ديگرى پاندان ( « 3 » ) مرصعى كه دستهاى طلائى به قدر ارتفاع تخت داشت آورده و اين ظرفيست كه آنچه پادشاه خواهد در آن گذاشته به او ميدهند آنگاه به ابراهيم بيك اشاره كردند كه نامه را از ميان آن طاس برداشته به اين پاندان بگذار مؤمى اليه چنان كرده پاندان اول كه از برگ گل نازكتر بود از دست او بگرفته به خزانه و نامه
--> ( 1 ) - تنكه : برگهاى از هر فلزى ( فرهنگ ناظم الاطباء ) تاشارد ( كتاب 6 ص 213 ) مينويسد كه سقف بزرگترين معبد شهر ايوديا « از قلع ( Calin ) كه يكنوع فلز بسيار سفيد رنگ ميان روى و سرب مىباشد پوشيده شده و سه سقف دارد كه هريك بالاى ديگرى قرار گرفته است . » ( 2 ) - پادشاه سيام راما پنجم در سال 1873 ميلادى سجده كردن در برابر پادشاه را ممنوع ساخت . ( 3 ) - در متن خطى پايدان نوشته شده كه در همه جا به پاندان تصحيح گرديد . پاندان در هندى بمعنى ظرفى است كه در آن تنبول و ساير لوازم مصرف آن را ميگذارند . D . Forbes ; A Dictionary of Hindustani and English . London . 1866